دست و پا گیره رسمای عروسی :
عروسی یا این روزا پر خرج شده
باعث دلخور شدن و رنج شده
عروس یه ماشین پر از گل می خواد
داماد یه خواننده ی بلبل می خواد
خرج خرید بمونه جای خودش
لباس عروس هر روز یه جوره مدش
می رند هزارتا خورد و ریز می خرند
با رنج و زحمت واسه هم می برند
داماد باید دست پاچه و هول باشه
یه کم باید بی خیال و خول باشه
چون که عروسیا پر زرق و برقه
داماد حسابی تو بدهی غرقه
بابای عروس بیچاره تر از همه
جهاز می دهه دختر می دهه بازکمه
که جز سلام و خنده و روبوسی
دست و پاگیره رسمای عروسی
عروس که هفت ماشین جهیزیشه
حتما هزار تا سکه مهریشه
داماد هر روز خونه ی عروس افتاده
نمی دونم کی بهش اجازه داده
می گن عروس کار خونه بلد نیست
چایی می یاره اما تو قندون قند نیست
داماد میگه من عاشق تو هستم
عروس میگه من لایق تو هستم
تلفن از دست اونا عذابه
از بس که حرف زدند گوشی خرابه
از بس به هم دیگه دارند علاقه
آب می خورند با هم از یک ملاقه
جیگر میدن قلوه میدن چه جوری
قربون هم می رن یه جوری زوری
خلاصه قصه شون ادامه داره
تا داماد عروس را به خونه بیاره